یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۵۴
نظرات: ۰
۰
-
ایران در برابر چالش‌های حوزه انرژی تاب می‌آورد؟

ایران با بیش از ۳۴تریلیون مترمکعب ذخایر گاز طبیعی و بیش از ۱۵۰میلیارد بشکه ذخایر نفت خام  به‌عنوان یکی از قدرت‌های انرژی جهان  در جایگاه ممتاز جهانی قرار دارد. با این حال، جایگاه ژئوپلیتیکی و منابع غنی به‌تنهایی برای تأمین امنیت و تاب‌آوری انرژی کافی نیست.

امین عربی* - روزنامه اطلاعات| نظام انرژی ایران از مجموعه‌ای غنی از ظرفیت‌های طبیعی، فناورانه، انسانی و فرهنگی برخوردار است که در صورت به‌کارگیری هوشمندانه می‌توانند بنیان تاب‌آوری پایدار انرژی را شکل دهند

حرکت به‌ سوی یک نظام انرژی تاب‌آور در ایران تنها در گرو منابع طبیعی یا فناوری‌های نو نیست، بلکه نیازمند مجموعه‌ای هماهنگ از سیاست‌گذاری‌های هوشمند، اصلاح ساختارها، سرمایه‌گذاری هدفمند و مشارکت فعال مردمی است.

انرژی، ستون فقرات اقتصاد ملی و ضامن امنیت و رفاه اجتماعی کشورهاست و برای کشوری مانند ایران که با دومین ذخایر گاز طبیعی و چهارمین ذخایر نفت خام جهان شناخته می‌شود، مدیریت هوشمندانه و پایدار انرژی نه‌تنها یک مزیت اقتصادی، بلکه الزامی راهبردی برای تداوم حیات ملی است.

ایران در سال‌های اخیر با چالش‌های فزاینده‌ای از ناترازی میان تولید و مصرف، فرسودگی زیرساخت‌ها و تحریم‌های سنگین تا تغییرات اقلیمی در حوزه انرژی مواجه شده است. در این شرایط پرریسک، مفهوم تاب‌آوری انرژی به‌عنوان راهی برای حفظ پایداری، پاسخگویی در برابر بحران‌ها و تضمین امنیت انرژی اهمیت دوچندان یافته است.

تاب‌آوری انرژی مفهومی کلیدی و راهبردی در مدیریت سیستم‌های انرژی مدرن است که به ظرفیت یک کشور برای حفظ کارکرد پایدار شبکه انرژی در مواجهه با اختلال‌های گوناگون اشاره دارد. این اختلال‌ها می‌توانند ناشی از بحران‌های طبیعی، تحریم‌های اقتصادی، تحولات ژئوپلیتیک، حملات سایبری، نوسانات قیمت جهانی یا حتی ناکارآمدی نهادی و مدیریتی باشند.

در چنین بستری، تاب‌آوری انرژی فقط به‌معنای عبور از بحران نیست، بلکه توانایی برای پیش‌بینی، مقابله، سازگاری، بازسازی سریع و حتی بهبود ساختارها پس از بحران است. در واقع یک سیستم انرژی تاب‌آور، سیستمی است که نه‌تنها در برابر شوک‌ها از پا نمی‌افتد، بلکه از دل بحران‌ها قوی‌تر و منعطف‌تر بیرون می‌آید.

در مسیر تحقق تاب‌آوری، نخستین مؤلفه حیاتی، تنوع‌بخشی به منابع تأمین انرژی است. هرگاه نظام انرژی یک کشور بیش‌ازاندازه به یک منبع خاص وابسته باشد، مانند ایران که بیش از۷۰درصد سبد انرژی آن بر گاز طبیعی متمرکز است، ریسک‌ پذیری شبکه افزایش می‌یابد. تجربه زمستان ۱۳۹۹و سال‌های بعد که در آن مصرف گاز از ظرفیت تولید فراتر رفت و سبب کاهش تولید صنعتی شد، مثالی گویاست. 

دومین مؤلفه حیاتی، انعطاف‌پذیری فناورانه است. سیستم‌هایی که بتوانند با فناوری‌های نوین، سریع به تغییرات تقاضا و اختلالات پاسخ دهند، مزیت راهبردی دارند. فناوری‌هایی مانند شبکه برق هوشمند، تولید پراکنده، ذخیره‌سازی انرژی و ابزارهای دیجیتال مدیریت مصرف، از ابزارهای نوینی هستند که کشورهایی مانند ژاپن، پس از بحران نیروگاه فوکوشیما، در اولویت قرار دادند. 

عنصر سوم، حکمرانی و ساختار نهادی منسجم است. حتی بهترین منابع و فناوری‌ها بدون مدیریت یکپارچه و تصمیم‌گیری شفاف به نتایج مطلوب منجر نخواهند شد.

چهارمین بُعد، مشارکت اجتماعی و اعتماد عمومی است. مردم باید بخشی از راه‌حل انرژی باشند، نه صرفاً مصرف‌کننده یا دریافت‌کننده یارانه. در آلمان بیش از ۴۰ درصد نیروگاه‌های تجدیدپذیر به مالکان خانگی یا تعاونی‌های محلی تعلق دارد. این مدل که بر پایه اعتماد، آگاهی و سیاست‌گذاری هوشمندانه شکل گرفته، سبب شده است تاب‌آوری انرژی در آلمان برخلاف تصور سنتی از تمرکزگرایی، بر پایه تولید پراکنده و مردمی بنا شود. در ایران هم نمونه‌هایی همچون همکاری جوامع روستایی با سازمان‌های مردم‌نهاد برای نصب پنل‌های خورشیدی نشان می‌دهد اگر بستر مشارکت فراهم شود، مردم ظرفیت بالایی برای همراهی، نوآوری و مسئولیت‌پذیری دارند.

سرانجام تاب‌آوری انرژی بدون زیرساخت‌های مقاوم، ایمن و قابل بازیابی ممکن نیست. آسیب‌پذیری زیرساخت‌ها در برابر تهدیدهای سایبری، فرسودگی تجهیزات، یا فقدان پشتیبان‌های اضطراری، پاشنه آشیل بسیاری از نظام‌های انرژی در جهان بوده است. 
 
وضعیت انرژی ایران 

ایران با بیش از ۳۴تریلیون مترمکعب ذخایر گاز طبیعی و بیش از ۱۵۰میلیارد بشکه ذخایر نفت خام  به‌عنوان یکی از قدرت‌های انرژی جهان  در جایگاه ممتاز جهانی قرار دارد. با این حال، جایگاه ژئوپلیتیکی و منابع غنی به‌تنهایی برای تأمین امنیت و تاب‌آوری انرژی کافی نیست.

تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد تکیه صرف بر منابع، بدون اصلاح ساختارها، تنوع‌بخشی و به‌روزرسانی فناوری می‌تواند یک مزیت را به چالشی جدی بدل سازد.

در سال‌های اخیر کشور با پدیده ناترازی انرژی به‌ویژه در بخش گاز طبیعی مواجه بوده به طوری که مصرف داخلی گاز به‌ویژه در فصول‌ سرد بارها از ظرفیت تولید عبور کرده است. چنین فشارهایی نه‌تنها تبعات اقتصادی گسترده‌ای دارند، بلکه اعتماد عمومی به مدیریت انرژی کشور را هم خدشه‌دار می‌کنند.

افزون بر این، زیرساخت‌های انرژی ایران از پالایشگاه‌ها گرفته تا نیروگاه‌ها و خطوط انتقال به‌طور عمده دارای عمر بالا هستند و با استانداردهای روز جهانی فاصله دارند. بسیاری از این زیرساخت‌ها در دهه‌های گذشته احداث شده‌ و در شرایطی که تحریم‌ها مانع واردات تجهیزات مدرن و انتقال فناوری شده‌اند، نگهداری و نوسازی آنها با دشواری‌های روبه‌رو شده است. 

از سوی دیگر تهدیدها چه به‌صورت حملات سایبری یا تهدیدهای منطقه‌ای،  سیستم انرژی کشور را در موقعیت آسیب‌پذیری قرار داده‌اند. حملات سایبری به زیرساخت‌های انرژی مانند حمله به جایگاه‌های سوخت یا اختلال در شبکه توزیع برق در برخی استان‌ها، زنگ خطرهایی را برای مدیریت انرژی هوشمند و ایمن به صدا درآورده‌اند. در کنار این مسائل، عدم بهره‌گیری مؤثر از انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز ـ که می‌توانست یک منبع مکمل مهم باشد ـ به‌دلیل چالش‌های بین‌المللی همچنان به‌عنوان ظرفیتی استفاده‌نشده باقی مانده است.

این مجموعه عوامل می‌تواند آثار اقتصادی و اجتماعی قابل‌توجهی به همراه داشته‌ باشد. در نتیجه بی‌توجهی سبب کاهش تولید در صنایع انرژی‌بر و افزایش هزینه‌های تولید می‌شود. 
بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، در سال ۱۴۰۲یارانه پنهان انرژی بیش از ۴۰۰هزار میلیارد تومان برآورد شد که نه‌تنها سهم بزرگی از منابع کشور را به خود اختصاص داده، بلکه انگیزه‌ای برای اصلاح الگوی مصرف هم باقی نگذاشته است.
 
ظرفیت‌های افزایش تاب‌آوری

اگرچه نظام انرژی ایران در شرایط کنونی با چالش‌های قابل‌توجهی روبه‌روست، اما از مجموعه‌ای غنی از ظرفیت‌های طبیعی، فناورانه، انسانی و فرهنگی برخوردار است که در صورت به‌کارگیری هوشمندانه، می‌توانند بنیان تاب‌آوری پایدار انرژی را شکل دهند. در میان این ظرفیت‌ها، منابع تجدیدپذیر، زیرساخت‌های دانشی و نخبگان و فرهنگ اجتماعی، سه ستون اصلی برای تحول آینده انرژی به‌شمار می‌روند.

نخستین و مهم‌ترین فرصت، ظرفیت بی‌نظیر انرژی‌های تجدیدپذیر در ایران است. برآوردها نشان می‌دهد بیش از ۲۲۰۰کیلووات‌ساعت در مترمربع تابش سالانه در برخی مناطق کشور وجود دارد که به‌مراتب بالاتر از بسیاری از کشورهای اروپایی است. 

همچنین سرعت باد در مناطقی از استان‌های اردبیل، زنجان، خراسان شمالی و سواحل مکران به‌گونه‌ای است که امکان بهره‌برداری اقتصادی از انرژی بادی را فراهم می‌سازد. ایران همچنین ظرفیت مناسبی برای تولید انرژی زیستی از پسماندهای کشاورزی، دامی و شهری دارد. 

دومین ظرفیت کلیدی، وجود نهادهای علمی و شبکه‌ای از نخبگان و شرکت‌های دانش‌بنیان در حوزه انرژی است. ایران دارای زیرساخت علمی گسترده در دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها و پارک‌های علم و فناوری در حوزه انرژی‌های نو، مهندسی برق، مکانیک، محیط‌ زیست و هوش مصنوعی است و تاکنون پروژه‌هایی در زمینه طراحی و ساخت توربین‌های بادی بومی، پنل‌های خورشیدی، سیستم‌های بهینه‌سازی مصرف انرژی و تجهیزات ذخیره‌سازی با موفقیت انجام شده‌اند. تجربه کشورهایی مانند دانمارک و کره جنوبی نشان داده که پیوند مؤثر میان پژوهش، صنعت و سیاست‌گذاری، نقش مهمی در خلق سیستم‌های انرژی تاب‌آور ایفا می‌کند. چنین پیوندی در ایران هم اگر تقویت شود و بوروکراسی فرساینده جای خود را به نظام‌های تسهیل‌گر بدهد، می‌تواند به جهش فناورانه در حوزه انرژی منجر شود.

سومین فرصت راهبردی، فرهنگ اجتماعی و سرمایه انسانی مردم ایران است. جامعه ایرانی، به‌خصوص در دهه‌های اخیر بارها توانایی خود را در مدیریت بحران، سازگاری و مشارکت جمعی نشان داده است. در شرایط تحریم یا بحران‌های زیربنایی مانند زلزله‌ها یا کمبود گاز و برق، مردم ایران با روحیه همیاری و خلاقیت، راه‌حل‌های محلی و ابتکاری خلق کرده‌اند. 

فرهنگ صرفه‌جویی، استفاده بهینه از منابع و نگاه معنوی و اخلاقی به طبیعت و مصرف که در فرهنگ ایرانی و دینی هم ریشه دارد، می‌تواند با آموزش و انگیزش هدفمند، به ستون اجتماعی تاب‌آوری انرژی تبدیل شود. 

در کنار اینها، موقعیت ژئوپلیتیکی ایران به‌عنوان پل ارتباطی شرق و غرب و دارنده مرزهای انرژی‌بر با همسایگان، فرصت‌هایی بی‌نظیر برای صادرات برق تجدیدپذیر، گاز یا حتی فناوری انرژی پاک فراهم می‌سازد. همچنین زیرساخت‌های موجود در حوزه انرژی فسیلی در صورت نوسازی می‌توانند به‌عنوان دارایی‌هایی راهبردی در دوران گذار انرژی استفاده شوند. درمجموع اگرچه چالش‌های نظام انرژی ایران کم نیست، ظرفیت‌های بالفعل و بالقوه کشور بسیار بیشتر از آن چیزی است که در نگاه نخست دیده می‌شود. 
 
راهکارهای افزایش تاب‌آوری انرژی

حرکت به ‌سوی یک نظام انرژی تاب‌آور در ایران، تنها در گرو منابع طبیعی یا فناوری‌های نو نیست، بلکه نیازمند مجموعه‌ای هماهنگ از سیاست‌گذاری هوشمند، اصلاح ساختارها، سرمایه‌گذاری هدفمند و مشارکت فعال مردمی است. 

در گام نخست اصلاح سیاست‌گذاری در سطوح خرد و کلان ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. باید چارچوبی تدوین شود که به جای پاسخ‌های مقطعی به بحران‌ها، برنامه‌هایی میان‌مدت و بلندمدت برای بهینه‌سازی مصرف انرژی در تمام بخش‌ها داشته باشد.

در بخش خانگی، تشویق به عایق‌سازی ساختمان‌ها، بهره‌گیری از تجهیزات کم‌مصرف و اجرای طرح‌های تعرفه‌گذاری هوشمند می‌تواند مؤثر باشد. در بخش صنعتی به‌ویژه صنایع انرژی‌بر مانند فولاد، سیمان و پتروشیمی هم باید با حمایت از نوسازی تجهیزات، استفاده از فناوری‌های سبز و اتصال بهره‌وری به سیاست‌های قیمت‌گذاری، مسیر بهینه‌سازی مصرف را هموار کرد.

همچنین توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر یکی از سریع‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راهکارهای افزایش تاب‌آوری است. با توجه به ظرفیت بالای ایران در انرژی خورشیدی و بادی، ضرورت دارد برنامه‌ای منسجم برای توسعه نیروگاه‌های کوچک‌مقیاس، به‌ویژه در روستاها و شهرهای کم‌برخوردار طراحی شود.  این پروژه‌ها علاوه بر کاهش فشار بر شبکه‌های مرکزی، به اشتغال‌زایی، کاهش نابرابری منطقه‌ای و تقویت مشارکت اجتماعی هم منجر می‌شود.

در ادامه حرکت به‌سوی سیستم‌های غیرمتمرکز و تولید پراکنده انرژی یک راهبرد کلیدی در کاهش آسیب‌پذیری در برابر شوک‌های کلان است. تمرکز بالا در تولید و توزیع انرژی، سیستم را در برابر اختلالات طبیعی و فنی بسیار آسیب‌پذیر می‌کند. در مقابل، توسعه میکروگریدها (شبکه‌های کوچک محلی)، ذخیره‌سازی انرژی با باتری و فروش برق توسط مصرف‌کننده‌ها تجربه‌هایی موفق در کشورهایی مانند آلمان، ژاپن و ترکیه بوده‌اند. 

یکی از عوامل کلیدی در موفقیت این برنامه‌ها، نقش نهادهای مدنی، نخبگان و جوامع محلی است. بدون مشارکت اجتماعی، تاب‌آوری تنها در سطح فنی باقی می‌ماند و دوام نخواهد داشت. ایجاد «کمیته‌های مردمی انرژی» در محلات، روستاها و شهرک‌های صنعتی می‌تواند زمینه‌ای برای شکل‌گیری راه‌حل‌های بومی، فرهنگ‌سازی مصرف و نظارت اجتماعی بر طرح‌ها باشد. در عین حال دعوت از دانشگاه‌ها، شرکت‌های دانش‌بنیان و اتاق‌های فکر برای طراحی مدل‌های فناورانه و محلی‌شده تاب‌آوری، مسیری برای نهادینه‌سازی دانش بومی در سیاست‌گذاری انرژی خواهد گشود. 

در نهایت آموزش و آگاهی‌بخشی عمومی زیربنای تاب‌آوری بلندمدت است. هیچ زیرساختی بدون تغییر در فرهنگ مصرف و درک عمومی از بحران نمی‌تواند پایداری ایجاد کند. رسانه‌ها، نظام آموزشی و نهادهای دینی و فرهنگی باید در کنار هم قرار گیرند تا پیام تحول انرژی را از مفهومی فنی به مسئولیتی اجتماعی و ملی تبدیل کنند. همچنین ایجاد مشوق‌های مالی و غیرمالی برای افراد و خانوارهایی که الگوهای مصرف بهینه را رعایت می‌کنند و استفاده از ابزارهای دیجیتال برای اطلاع‌رسانی به‌موقع می‌تواند انگیزش عمومی را بالا ببرد.

درمجموع راهکارهای تاب‌آوری انرژی در ایران، نیازمند تحولی است که نه با بودجه‌های کلان، بلکه با اعتمادسازی، شفافیت، همکاری فرابخشی و اتکای عالمانه به ظرفیت‌های داخلی ممکن می‌شود. هریک از این راهکارها، تنها بخشی از تصویرند، اما در کنار هم می‌توانند تصویری کامل و واقع‌گرایانه از آینده‌ای ایمن، پاک، عادلانه و تاب‌آور بسازند.

*پژوهشگر توسعه اقتصادی

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

نظرسنجی

برنامه‌های تلویزیون در دهه فجر و نیمه شعبان مناسب بود؟

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی